فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

154

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

زيرزمين مىزيست . بدين‌ترتيب زندگانى اين روحانى تائب و محترم چندان بد نبود و گذشته از آن ، از هداياى معمول هم برخوردار مىشد چنان كه سفير نيز چه پس از ديدار نخستين و چه روز بعد كه زاهد به بازديد وى آمد و از آب خنك چشمه برايش آورد ، هدايائى بسيار قابل توجه به وى پيشكش كرد . در دامنهء اين كوه ، در مسير راهى كه از خانهء سفير آغاز مىشود ، باغ ميوهء بزرگى هست با خيابانهاى مشجر به سرو و نارون . در پايان اين باغ استخرى بسيار بزرگ ديده مىشود با مساحتى معادل يكصد و سى پاى مربع و يك ذراع و نيم عمق . آبى كه اين استخر را پر مىكند از صخره‌اى بزرگ به فاصلهء بيست پائى بيرون مىزند . بر اين صخره خانه‌اى بسيار قديمى هست كه ديوارش را با نوعى منبت‌كارى روى مرمر تزئين كرده‌اند . از اين خانه قسمتى سالم و بقيهء آن مخروبه است . اين خانه ايوان يا رواقى دارد و كمى آنسوتر از رواق ، صفه‌اى چهارگوش كه چشمه‌اى از آن جارى است به چشم مىخورد . در هرطرف اين صفه دو اطاق هست يكى نسبتا بزرگ و ديگرى بسيار كوچك با گچ‌بريهاى جالب و پنجره‌هائى در قسمت فوقانى كه در گذشته شيشه نيز داشته‌اند . ايوان و پنجره‌هاى خانه بر استخر و باغ و شهر مشرفند و منظره‌اى بسيار عالى دارند . از پشت خانه كه به طرف كوه است مىتوان سواره به باغ و كنار استخر وارد شد زيرا در آنجا صخره تا ارتفاع سه نيزه بسيار صاف است ، مع الوصف اگر كسى پياده باشد مىتواند تا نيمهء راه از پله‌اى كه در صخره تراشيده‌اند بالا برود . در اين نيمه راه طاقى هست كه چشمه‌اى در زير آن قرار دارد و آب آن به استخر مىريزد . از نيمهء راه به بعد چون ديگر پلكانى نيست بايد با قرار دادن پا در سوراخهائى كه روى صخره تعبيه شده‌اند و گرفتن دست به خود صخره براى رسيدن به خانه خطر سقوط در پرتگاهى حياط مانند را كه گويا سابقا باغى مصفا و خوب بوده است بر خود هموار كرد . در مجاورت خانه هنوز هم چند چشمهء خراب و بىآب ديده مىشود . در همين طرف خانه